تبليغاتX
« دنیای فیلم و بازیگران »

وبلاگ جامع از هنرمندان و مطالب هنری و ...







پشت صحنه سریال ،،، اغماء ،،،

پشت صحنه سریال اغماء


 


امين تارخ در سريال اغماء






سيروس مقدم، كارگردان در پشت صحنه سريال اغماء


غزاله جزايري در سريال اغماء


حامد كميلي در پشت صحنه سريال اغماء


حامد كميلي در پشت صحنه سريال اغماء


حامد كميلي در پشت صحنه سريال اغماء




ايرج نوذري در سريال اغماء


امين تارخ در سريال اغماء






نفيسه روشن در پشت صحنه سريال اغماء

 

اين مجموعه كه به كارگرداني «سيروس مقدم» در حال ساخته شدن

است، از جمله مجموعه‌هاي تلويزيوني سال‌هاي اخير سيما است كه به

مدد ويژگي‌هايش توانسته است در بين مردم جايي باز كند و هر شب

آنها را پاي تلويزيون بنشاند تا به نتايج تازه‌اي برسند.

تصويربرداري اين مجموعه تلويزيوني هنوز تمام شده است و تا

روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان ادامه خواهد داشت. بد نيست بدانيد

اين گروه، هفته گذشته را لوكيشن‌هاي متفاوتي گذراندند.

* يك‌شنبه/ پارك جمشيديه

ظهر يكشنبه اول مهر، گروه تصويربرداري «اغماء» به پارك جمشيديه

آمده‌اند و قرار است پلان‌هاي خارجي با اولين گريم جديد «حامد كميلي»

جلوي دوربين برود. از پله‌هاي پرپيچ و خم پارك بالا مي‌روم و

نفس‌زنان خود را به كنار استخر مي‌رسانم. سر ظهر است. گروه

«اغماء» مستقر شده‌اند، سيروس مقدم مشغول گپ زدن با يكي از

عوامل است و «مرتضي جودي» مشاور توليد و «افشين سنگ‌چاپ»

دستيار اول كارگردان و ساير عوامل، هركدام مشغول راست و ريست

كردن كاري هستند.

با مرتضي جودي احوالپرسي و از او درباره روند توليد كار پرسيدم. با

وسواس خاصي در انتخاب جملاتش، گفت: كار به دليل محتوايي كه

دارد به كندي پيش مي رود. دوست نداريم سرعت به كيفيت كار لطمه

بزند. در حال حاضر هم به لطف خداوند مراحل تصويربرداري به خوبي

طي شده و امروز بناست «حامدكميلي» بازيگر نقش الياس براي اولين

بار با گريم جديدش جلوي دوربين برود.

«جودي» در حين اشاره به اين مطلب، با دست به آن طرف‌تر اشاره

مي‌كند. سرم را مي‌چرخانم اما حامد كميلي آنجا نيست. با خودم فكر

مي‌كنم قرار است از اين مسير بيايد. پس به گفت و گويم ادامه مي‌دهم.

مشاور توليد مجموعه با تأكيد خاصي از عكاس مي‌خواهد كه تا زماني

كه قسمت مربوط به چهره‌پردازي جديد كميلي نرسيده، عكس‌ها را روي

خروجي خبرگزاري فارس نگذارد، چون معتقد است تعليق حاكم بر

داستان از بين مي‌رود. او در ادامه صحبت‌هايش دوباره به همان مسير

قبلي اشاره مي‌كند. اين بار كنجكاو مي‌شوم و از او مي‌پرسم حامد كميلي

كجاست؟ و او فردي را كه با عينك آفتابي روي يك صندلي نشسته و

مشغول حفظ كردن ديالوگ‌هايش است به ما نشان مي‌دهد. تازه متوجه

مي‌شوم تغيير بسيار در چهره‌پردازي باعث شده كه او را نشناسم.

به همراه عكاس به سمت حامد كميلي مي‌رويم و از او درباره نقشش در

«اغما» مي‌پرسم. آرام و شمرده مي‌گويد: اجازه بدهيد درباره نقشم

حرفي نزنم. اين نقش پيچيدگي‌هايي دارد كه اگر بخواهيم درباره‌اش

حرفي بزنيم بايد تعليق داستان را بشكنيم. ترجيح مي‌دهم درباره‌اش

حرفي نزنم.

و در اين ميان عكاس از او مي‌خواهد عينك آفتابي‌اش را بردارد تا بتواند

بهتر از او عكس بگيرد. چهره‌اي كاملا متفاوت با الياس.... موهايي

صاف، چشماني آبي و صورتي صاف....

كميلي در ادامه حرف‌هايش گله بسياري از مطبوعات دارد و مي‌گويد: تا

به حال با نشريات زيادي مصاحبه نكرده‌ام. اما چند هفته نامه اقدام به

چاپ عكس من روي جلد مجله‌شان كرده‌اند و مصاحبه‌هايي تفضيلي با

استفاده از تخيلات خود با من انجام داده‌اند كه به طور جدي پيگير آن

هستم و از طريق قضايي با آنها برخورد خواهم كرد.

از مسير كنار استخر كه پر از مرغابي و ماهي است عبور مي‌كنم. مقدم

همچنان در حال گفت وگوست و عوامل در حال استراحت. امروز حامد

كميلي به همراه «غزاله جزايري» بازيگر نقش رز بازي دارند. سراغ او

را مي‌گيرم. در گوشه‌اي از پارك خلوت كرده و مشغول خواندن نماز

است. صبر مي‌كنم، نمازخواندنش تمام شود و او با خوشرويي و البته

پر از انرژي با ما برخورد مي‌كند. درست خلاف آنچه كه در سريال از او

مي بينيم. با او هم سر صحبت را باز مي كنم. زير بار مصاحبه نمي‌رود.

او هم مي‌گويد: هرچه از نقشم بگويم گوشه‌اي از داستان لو رفته.

ترجيح مي‌دهم بعد از پايان سريال صحبت كنم. البته بعد از خاموش

كردن ضبط صوتم بيشتر راضي به صحبت كردن مي‌شود اما باز هم

چيزي از نقش خود نمي‌گويد.

بچه هاي گروه با اعلام افشين سنگ چاپ دستيار كارگردان براي شروع

مجدد كار مي‌آيند. همه سر جاي خود قرار مي‌گيرند. سيروس مقدم كار

را شروع مي‌كند. حامد كميلي روي يكي از تخت هاي كنار استخر

مي‌نشيند. قرار است در اين صحنه «رز» از دور بيايد دستي براي حامد

كميلي -كه در اين نقش اسم او فرزاد است- تكان دهد، كنار او بنشيند و

ديالوگ كوتاهي بين آنها رد و بدل شود. در همين هنگام چند نفر با

چوب‌هايي بلند كنار استخر ايستاده‌اند و با تكان دادن آنها در آب،

مرغابي‌ها و ماهي‌ها را به داخل استخر و در نمايي كه مقدم به آنها

احتياج دارد، مي‌كشانند.

برداشت اول شروع شد...

يك...دو...سه... حركت...

رز خوشحال و خندان از دور شروع به دويدن مي‌كن.نزديك كه شد مقدم

اعلام كات مي‌كند:اينجوري نه...اينقدر خوشحال نباش...كمي استرس بد

نيست...

برداشت دوم...سوم...چهارم...وسواس‌هاي سيروس مقدم برداشت اين

سكانش را كمي طولاني مي‌كند. از آنجايي كه او كارگردان خوش اخلاقي

است با روي باز مي‌گويد: «كار امروز عقب افتاده، مي‌ترسم نور بره و

عقب تر بيافتيم.»

*سه شنبه/ بيمارستان

سه شنبه سوم مهر، به لوكيشن بيمارستان مي‌رويم. اين لوكيشن كه در

واقع يكي از مراكز نگهداري از معلولان جسمي و ذهني است در يكي از

خيابان‌هاي خلوت زعفرانيه قرار دارد.بخشي از اين مركز در اختيار

سيروس مقدم و گروهش است.

امروز امين تارخ، ايرج نوذري و نفيسه روشن به همراه چند بازيگر

فرعي حضور دارند. عده‌اي از اين بازيگران فرعي به شكل روستايياني

درآمده‌اند كه به اميد شفاي پير ده خود به دكتر پژوهان قصه پناه

آورده‌اند. گوشه‌اي ديگر دكتر پژوهان مشغول حفظ كردن ديالوگ‌هاي

خود است و در حياط بيمارستان قدم مي‌زند و شمرده شمرده متن‌ها رابه

ذهن مي‌سپارد.

تا گروه كار خود را آغاز كنند چرخي داخل ساختمان مي‌زنم. از پله ها

بالا رفته و به طبقه دوم مي‌رسم. ايرج نوذري آنجاست. هر كس به او

مي رسد سلامي مي‌كند و او البته با انرژي و رويي گشاده به سلام‌ها

پاسخ مي‌دهد. يكي از مربيان مركز به نوذري مي‌گويد: اگر برايتان

مقدور است به كلاس ما هم سري بزنيد. بچه‌ها دوست دارند از شما

امضا بگيرند. نوذري با خوشرويي مي‌پذيرد و به كلاس خياطي كه

برخي معلولان در آنجا فعاليت مي‌كنند، مي‌رود. پشت يكي از ميزها

مي‌نشيند، به فاصله چند دقيقه، كلاس پر مي‌شود از دختراني با سن‌هاي

نزديك به 10 تا 35سال و با مقنعه‌هاي رنگي. مربي از آنها مي‌خواهد

به صف بايستند و اين صف طويل به بيرون از كلاس و تا راهرو كشيده

مي‌شود. هركدام، دفتر يا برگه كاغذي در دست دارند. نوذري پس از

پرسيدن اسم‌شان، براي هركدام يادگاري مي‌نويسد و با صبر و حوصله

و لبي پرخنده به آنها روحيه مي‌دهد.

صبر مي‌كنم تا امضاهاي نوذري تمام شود. او همچنان با روحيه و

انرژي بسيار از كلاس بيرون مي‌آيد و مي‌گويد: در اغما، براي رسيدن

به نقش دكتر فيروز جودت، تحقيق كرده‌ام. در اتاق عمل حضور داشته‌ام

و فيلم‌هاي بسياري ديده‌ام. او كه هنوز گريم روي صورتش اجرا

نشده‌بود به اتاق گريم رفت.

به حياط ساختمان برمي‌گردم. بازيگران فرعي كه قرار است نقش

روستائيان را بازي كنند، به صف شده‌اند تا هنگام ورود دكتر پژوهان،

جلوي او را بگيرند و براي درمان بيمار خود، از او كمك بخواهند.

تصويربرداري اين بخش هم مانند بخش هاي ديگر با وسواس‌هاي

بسيار سيروس مقدم و جابه‌جايي‌هاي بسيار افشين سنگ چاپ

دستيارش به بار مي‌نشيند.

افشين سنگ چاپ درباره ويژگي‌هاي كار با سيروس مقدم مي‌گويد:

نزديك به يك دهه است كه با او كار مي‌كنم و از اين همكاري لذت برده‌ام.

در مورد «اغماء» بايد بگويم كه اين مجموعه از آن نوع كارهاي

پرهنرپيشه، پر لوكيشن و پر فكر است و با اين ويژگي‌ها جذابيت‌هاي

بيشتري براي كار كردن ايجاد مي‌كند.

وي ادامه مي‌دهد: هرچه كار كردن در اين حيطه سخت‌تر باشد، براي

عوامل جذاب‌تر است، كار را با معني‌تر مي‌كند و شما در هر سمتي كه

باشيد،‌ در آن بيشتر احساس هويت مي‌كنيد.

زماني ميان تصويربرداري‌ها، دست مي‌دهد كه بتوانم با سيروس مقدم

به صحبت بنشينم. از كاري كه انجام داده راضي است. با همان اخلاق

خوب و تبسم هميشگي‌اش مي‌گويد: تا به حال بازتاب‌ها خوب بوده و

مردم عكس‌العمل‌هاي خوبي نسبت به مجموعه از خود نشان داده‌اند.

فقط اميدوارم كساني كه مي‌خواهند مجموعه را نقد كنند، صبر كنند تا

پخش مجموعه تمام شود. آن وقت به پاسخ‌هاي خود خواهند رسيد و من

نيز به تمام سئوالات پاسخ مي‌دهم.

در اين ميان كار امين تارخ از ساير بازيگران سخت‌تر است. قهرمان

داستان شدن بي‌دردسر نيست. از هر فرصتي استفاده مي‌كند تا متن‌ها را

حفظ كند، حس بگيرد و نقش را به‌گونه‌اي ايفا كند كه در ذهن مخاطب

ماندگار شود.

او نيز در فاصله‌هاي تصويربرداري درباره نقشش مي‌گويد: دكتر

پژوهان شخصيتي چند بعدي دارد كه به ورطه شك و ترديد كشيده شده

است در حالي كه هر شك و ترديدي نشانه كفر نيست. شايد او در اين

راه به يقين برسد.

آفتاب رو به افول گذاشته...نزديك افطار است... در اين ساختمان همه

مشغول كارند...گروه فيلمبرداري مجموعه اغماء، مربيان و پرستاران

بيماران ناتوان جسمي و ذهني و حتي معلولاني كه به سختي توان

حركت دارند...

«اغما» در 30 قسمت 30 دقيقه‌اي در گروه فيلم و سريال شبكه اول

سيما ساخته شده است. اين سريال را «سيروس مقدم» بر اساس

نوشته‌ايي از «داريوش مختاري» كارگرداني مي‌كند و «عليرضا

افخمي» به عنوان ناظر كيفي آنها را همراهي مي‌كند.

در اين سريال علاوه بر امين تارخ و شيرين بينا بازيگراني چون لعيا

زنگنه، ايرج نوذري، ناصر ممدوح، عبدالرضا اكبري، حامد كميلي،

لادن طباطبائي و....به ايفاي نقش مي‌پردازند

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: عکس |

لینک دانلود دوفیلم تقریبا جدید ،،، جان سخت 4 ،،، و ،،، هری پاتر 5 ،،، زبان اصلی

فیلم سینمایی جدید و اکشن جان سخت 4 به صورت زبان اصلی 
 
با کیفیت عالی برای دانلود
 
 
 
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
 
 فیلم سینمایی جدید و دیدنی هری پاتر 5 به صورت زبان اصلی
 
 با کیفیت عالی و حجم مناسب برای دانلود
 
 
 
نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: دانلود |

عکس هایی از یازدهمین فستیوال بزرگ سینمای ایران

عکس هایی از یازدهمین فستیوال بزرگ سینمای ایران


ناصر چشم آذر و رامبد جوان در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران
مشايخي،كيميايي،ميرفخرايي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران
كيومرث پوراحمد و رضا ميركريمي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

فرهاد آييش در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

محمد بزرگ نيا و هانيه توسلي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران
كيومرث پوراحمد و مسعود كيميايي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

جهانگير كوثري در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران
پرستويي - عليرضا خمسه و فرزندانش در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران
كيميايي و پرستويي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

حسين عليزاده در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

باران كوثري در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


كيميايي و پوراحمد در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران



دادگو - مشايخي و شكيبايي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران



فرهاني - مير فخرايي و هاشمي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


شكيبايي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


ديرباز و عليدوستي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

حضور مسوولين در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

صابر ابر - ديرباز و عليدوستي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


سكوت - تارخ و پرستويي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


پرستويي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

باران كوثري در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


انتظامي و پرستويي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران


مشايخي و شكيبايي در يازدهمين جشن بزرگ سينماي ايران

 

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: عکس |

همه چیز درباره سریال جالب و دیدنی ،،، یک وجب خاک ،،،

رو در رو با يـك وجـب خــاك و بازیگران آن

هر سال با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان سريال‌هايي

با همين مناسبت از شبكه‌هاي مختلف سيما پخش كه

البته تصويربرداري آن از چند ماه قبل انجام

مي‌شود... سال‌هاي گذشته توليد اين مجموعه‌ها با

فاصله زماني كمي تا فرا رسيدن ماه مبارك رمضان

انجام مي‌شد، كه براي جلوگيري از تداخل ضبط و

پخش گروه دست‌اندركار مجبور بود قسمت‌هاي پاياني

را سريعا تصوير‌برداري كند. اما دو سالي است كه چند ماه قبل از آغاز ماه رمضان، اين

سريال‌ها ساخته مي‌شود.امسال هم به مانند سال‌هاي قبل، چهار سريال

از چهار شبكه اول، دوم، سوم و شبكه تهران مقابل دوربين خواهد رفت... بخاطر پخش شبانه

اين مجموعه‌ها، نگاه عمومي به آن بيشتر و همچنين استقبال از آنها كه پس از مراسم افطار

پخش مي‌شود بسيار زياد است، به لوكيشن اين مجموعه‌ها برويم كه در ابتدا قرعه به نام شبكه

سوم افتاد. سريالي به نام «يك وجب خاك»، شايد زماني كه اين مجله را مطالعه مي‌كنيد،چند

قسمتي از اين مجموعه پخش شده باشد، اما از آن‌جا كه اين مجموعه سريالي پر بازيگر است و

بازيگران بنام سينمايي و تلويزيوني در آن بازي مي‌كنند، گزارشي پشت صحنه از آن براي شما

تهيه كرده‌ايم، كه اميدواريم مورد قبول واقع شود...

تغيير نام اين مجموعه پر بازيگر كه به كارگرداني، كارگردان بنام سينما علي عبدالعلي‌زاده

هدايت و مقابل دوربين رفته است در ابتدا با نام «نقشي بر زندگي» به تصوير كشيده شد اما در

ادامه راه، نام ديگري براي آن انتخاب شد. «يك وجب خاك»... مجموعه پربازيگر در اين

مجموعه بازيگران بنامي چون رضا بابك، مهتاج نجومي، آناهيتا همتي، برزوارجمند، يوسف

تيموري، رضا توكلي، ابوالفضل پور‌عرب، رامتين خداپناهي، روشنك عجميان، محسن

قاضي‌مرادي، انوشيروان ارجمند، مهران رجبي، مهوش وقاري و داريوش اسدزاده، ايفاي نقش

مي‌كنند. زير پل ري تهران – شهريور ماه 1386 – گروه در خانه‌‌اي قديمي در زير پل ري

پايين‌تر از چهار راه سيروس جمع شده‌اند، حوضچه‌اي زيبا وسط حياط قديمي به چشم مي‌خورد

كه گلدانهاي زيبايي در اطراف آن چيده شده است. علي عبدالعلي‌زاده به همراه دستيارانش كات

مي‌دهد. يوسف تيموري كنار «رضا بابك» نشسته است، مي‌گويد: مي‌خواهم در مورد موضوع

مهمي با شما صحبت كنم، اما بابك مي‌گويد: «اياز جون فعلا حوصله ندارم، باشد براي يك وقت

ديگر...» كات... دوباره از نو مي‌گيريم و... تهيه كننده مجموعه «بهروز مفيد» هم در حال ديدن

تصاوير ضبط شده است، عبدالعلي‌زاده بسيار وسواس دارد، حتي حواسش به تار موي

بازيگران هم است تا همه‌چيز طبيعي جلوه كند... صحنه بعد مربوط به برزو ارجمند است كه بايد

با دختر بچه‌اي از اتاق بيرون بيايد... در گوشه‌اي ديگر از حياط قديمي، مهتاج نجومي، كه

پارسال هم در مجموعه زير زمين او را ديده بوديم با آناهيتا همتي و

روشنك عجميان در حال صحبت است. در اين خانه قديمي چه خبر است؟ اين مجموعه، داستان

دو خانواده را به تصوير مي‌كشد، خانواده افشاري و خانواده همسايه‌شان عزتي كه دايي

بچه‌هاست رضا بابك در نقش صادق افشاري، پدر خانواده است و مهتاج نجومي در نقش «عالم

خانم» مادر خانواده، آناهيتا همتي در نقش مريم، برزو ارجمند در نقش حميد و روشنك عجميان

در نقش سوسن، فرزندان خانواده افشاري هستند. رامتين خداپناهي هم در نقش محسن صادقي

داماد خانواده و شوهر سوسن به ايفاي نقش مي‌پردازد. همسايه ديوار به ديوار آنها خانواده

عزتي هستند. يك پدر و پسر به نام پرويز و اياز كه نقش‌هاي‌شان را محسن قاضي مرادي و

يوسف تيموري ايفا مي‌كنند. در اين قصه نقش‌هاي ديگري هم دخيل هستند پورعرب (بهمن)،

توكلي (فرزاد)، انوشيروان ارجمند(در بندي)، مهران رجبي(كامراني)، مهوش وقاري (ناهيد

اديب)، عباس محبوب (چنگيز)، داريوش اسدزاده (اديب الممالك تنكابني)، محمود بهرامي

(متانت) و...

گروه به استراحت مي‌پردازند، يوسف تيموري

پس از خوش و بشي با ما لوكيشن را ترك مي‌كند

چرا كه تصويربرداري‌اش تمام شده. گروه ديگر

در حياط كار ندارند و خود را براي

تصويربرداري در طبقه بالاي خانه از اتاق،

صادق افشاري آماده مي‌كنند. پورعرب هم از راه

رسيده است، يك لباس مشكي بر تن دارد، چرا كه قسمت‌هاي مربوط به احياء در حال

تصويربرداري است... «فرشاد ارج» دستيار كارگردان و برنامه‌ريز، متن‌ها را به او و رضا

بابك مي‌دهد، آنها بايد متن‌ها را تمرين كنند و بلافاصله ضبط را

شروع ‌كنند. بروزو در روي تختي در حياط نشسته و خانواده سبز را ورق مي‌زند... «افشين

رضايي»، دستيار كارگردان هم بالاي تراز ايستاده و به دكور نگاه مي‌كند... شايد فكر كنيد كه

اين خانه از ابتدا بدين شكل بوده است، اما به هيچ عنوان اين طور نيست، چرا كه دكورهاي اين

خانه درمراحل پيش از توليد، ساخته شده است... از درب ورودي كه وارد خانه قديمي مي‌شويد،

سمت چپ آن، خانه عزتي است و نماي مقابل آن خانه افشاري، اما در سريال همه فكر مي‌كنند

كه دو خانه مجزا است. فرصت را مغتنم مي‌شماريم و به سراغ عبدالعلي‌زاده كارگردان مجموعه

مي‌رويم... او بهترين فردي است كه از كل داستان باخبر است، اما نمي‌تواند داستان را فاش

كند، تنها گوشه‌هايي از آن را برايمان تعريف مي‌كند. ابتدا از او مي‌پرسيم چه شد كه از سينما

رو به تلويزيون آوريد؟ مي‌گويد: اين طور نيست، در سال 74، گروه نجات را براي شبكه دوم

كار كردم، سال 76 هم طنز دردسربزرگ را براي شبكه دوم كار كردم كه عيد 77 پخش شد،

همچنين مجموعه «داني و من» كه در همان سال مقابل دوربين رفت، از آن سال ديگر كار

تلويزيوني انجام ندادم و به سراغ فيلم سينمايي رفتم. تارزان و تارزن، سيزده گربه روي

شيرواني كه در آن فيلم بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا، محمدرضا گلزار، مهناز افشار،

حسام نواب صفوي بازي مي‌كردند، سپس سر تو بدزد رفيق، از ديگر فيلم‌هاي سينمايي بود كه

كارگرداني كردم. كارگردان يك وجب خاك در مورد روايت اين داستان مي‌گويد: اين مجموعه،

قصه خانواده‌اي به نام افشاري است كه پدر و مادر، دو خواهر و يك پسر اعضاي آن را تشكيل

مي‌دهند و همسايه ديوار به ديوار آنان، دايي بچه‌ها است كه به همراه پسرش، يوسف تيموري

در آن خانه زندگي مي‌كند. اين خانواده يك قطعه زمين در جايي دورافتاده دارند كه طي يك سري

از اتفاقات، اين قطعه زمين با افزايش قيمت عجيبي رو به رو مي‌شود و اين پول وارد زندگي

آنان مي‌شود. از طرفي خواهيم ديد كه تك تك اين افراد در رابطه با اين پول محك مي‌خورند و

ظرفيتشان مشخص مي‌شود. نمك «يك وجب خاك» دايي و پسردايي هستند كه پسر اين خانواده

يعني اياز از مريم خوشش مي‌آيد،از طرفي افرادي هستند كه در بيرون از اين خانواده چشم طمع

به اين پول دارند و به هر نحوي كه شده مي‌خواهند، اين پول را از آن خود كنند كه در اين بين

شاهد رخ دادن اتفاقات زيبايي خواهيم بود... البته بايد اشاره كنم كه به اين‌خاطر نامش را يك

وجب خاك گذاشتيم كه اين خاك قيمتي، همه را به دنبال خود مي‌كشد... عبدالعلي‌زاده درادامه

مي‌گويد: «بيشتر قسمت‌هاي اين مجموعه در همين خانه قديمي به تصوير كشيده شده است،

تعدادي از سكانس‌ها در بازار شهرك چشمه مقابل دوربين رفته، لوكيشن‌هاي ديگري هم در جاده

ساوه فيلمبرداري شده است، اين مجموعه از اوايل تيرماه مقابل دوربين رفت». مديران انتخاب

مي‌كنند وي درادامه مي‌گويد: مديران تصميم‌گيرنده تا دقيقه نود، به دنبال پيشنهاد بهتري از

طرف نويسندگان و تهيه‌كنندگان و همچنين به دنبال طرح‌هاي بهتري مي‌باشند. به همين خاطر

مي‌بينيم كه اغلب مجموعه‌ها در ايام رمضان، مقابل دوربين رفته و متن‌ها، همچنان آماده

نيست... معمولا مدير شبكه و مدير گروه فيلم و سريال از ميان پيشنهادها بهترين‌ها را براي هر

شبكه تعيين مي‌كنند و سعي دارند كه هر چه زودتر پيش‌توليد، انتخاب بازيگر و تصويربرداري

انجام شود...عبدالعلي‌زاده اعتقاد دارد كه سريال‌هاي مناسبتي ماه رمضان از حساسيت بالايي

برخوردار است، اول به اين خاطر كه روزپخش است، ثانيا در ساعات پس از افطار خيلي‌ها به

استراحت مي‌پردازند و دوست دارند سرشان را با تماشاي مجموعه‌هاي تلويزيوني گرم كنند و از

طرفي چون هر روز در حال پخش است و بينندگان زيادي دارد، مسئولان شبكه سعي مي‌كنند،

وسواس بيشتري به خرج بدهند و بهترين كار را انتخاب كنند. شايد به همين خاطر است كه

مديران تا جايي كه فرصت دارند براي تصميم‌گيري صبر مي‌كنند تا از ميان پيشنهادهاي ارائه

شده، بهترين را انتخاب كنند و هر شبكه‌اي هم براي خود سليقه‌اي دارد، شبكه‌اي دوست دارد

مجموعه‌هاي طنز را انتخاب كند، شبكه‌اي ديگر كارهاي سنگين و... عبدالعلي‌زاده در مورد يك

وجب خاك مي‌گويد: اميدوارم بينندگان تلويزيوني از اين كار مناسبتي، لذت ببرند. يك وجب خاك

مثل زير زمين شايد فكر كنيد يك وجب خاك در ادامه زير زمين است، اما اين مجموعه تفاوت‌هاي

زيادي با زير زمين دارد. گر چه موضوع اصلي بر سر پول است اما تفاوت‌هاي عمده‌اي با زير

زمين دارد، ضمن اين‌كه بازيگران و نقش‌هاي‌شان هم امسال تفاوت دارد. فتحعلي‌ اويسي،

سروش صحت، بهاره رهنما كه جزو بازيگران اصلي مجموعه زيرزمين بودند، امسال در اين

سريال حضور ندارند... اما لوكيشن‌ها كه مربوط به يك خانه قديمي است، تا حدي به زيرزمين

شباهت دارد.

ابوالفضل پورعرب حالا مقابل دوربين قرار

گرفته، روبه‌روي او، رضا بابك نشسته است.

پورعرب ديالوگ‌ها را مي‌گويد و دوربين به

دستور كارگردان توسط فيلم‌بردار بر روي يك ريل

عقب و جلو مي‌رود، اين صحنه سكانس سختي

بود و چند بار تكرار شد... پورعرب و بابك لباس

مشكي پوشيده بودند و در مورد فروش گاوداري با يكديگر صحبت مي‌كردند. عبدالعلي‌زاده، آنقدر

وسواس دارد كه گريمور را صدا مي‌زند تا تار موي «رضا بابك» را درست كند... بيشتر بدانيم

روشنك عجميان در چند ماه اخير بسيار پركار ظاهر شده است، او به عنوان مجري در جام‌جم

ظاهر مي‌شود و همچنين او را چندي پيش به همراه عليرضا خمسه، در مسابقه پلكان به عنوان

مجري ديده بوديم، عجميان مي‌گويد: «چند ماه به طور شبانه‌روزي در اين مجموعه كار كرديم،

اميدواريم اين مجموعه به دل مردم بنشيند و كاري ديدني از آب در بيايد.» از طرفي محسن

قاضي‌مرادي و مهوش وقاري با وجود اين‌كه زن و شوهر واقعي هستند، اما در اين مجموعه،

مقابل هم بازي ندارند و لوكيشن‌ها جداست، البته شايد در قسمت‌هاي پاياني در چند سكانس

روبه‌روي هم ظاهر شوند. از ديگر بازيگران اين مجموعه بايد به آرش نوذري، مليكا ناظري،

سروين رفيعيان، ساقي‌زينتي و مريم خدا رحمي اشاره داشت. همچنين نويسنده يك وجب خاك،

خشايار الوند است، ناظر كيفي آن عليرضا افخمي، صدابردار؛ بهروز عابديني، منشي صحنه؛

آرزو نيك‌پور، تدوين برعهده رضا بهارانگيز، چهره‌پردازي برعهده آرمين اسماعيلي، طراح

صحنه و لباس، سيدحسين علي‌نژاد و موسيقي اين سريال برعهده حميدرضا صدري است ضمن

اين‌كه سپيده كامراني مدير روابط عمومي اين مجموعه مي‌باشد. پورعرب، توكلي و تيموري با

دو چهره متفاوت در اين سريال بازي مي‌كنند. آناهيتا همتي كه در چند سال اخير، مريم

اميرجلالي (شكوه‌خانم چارخونه) معمولا نقش مادرش را ايفا مي‌كرد، اين بار مهتاج نجومي را به

عنوان مادر در كنار خود دارد، پارسال در مجموعه زيرزمين، بهاره رهنما دختر نجومي بود.

محل فيلمبرداري، يكي از بافت‌هاي سنتي تهران قديم است. سال گذشته برزو ارجمند در

صاحبدلان بازي كرد، از همبازيان او در آن مجموعه تنها محسن قاضي‌مرادي، امسال با او

همبازي است. يوسف تيموري مثل هميشه نقش پسرهاي شيطان و پرشر و شور را بازي

مي‌كند، او در اين نقش كاملا جا گرفته است، وي سابقه بازي با تمام بازيگراني كه در اين

مجموعه بازي مي‌كنند را دارد. آخرين كاري كه از محمود بهرامي ديده بوديم، مربوط مي‌شد به

مجموعه خانه به دوش كه توسط رضا عطاران ساخته شده بود و نقش اصلي را سيروس

گرجستاني بازي مي‌كرد، گفتني است، پس از چند سال حضور سيروس گرجستاني در سريال‌هاي

ماه رمضان، امسال از او خبري نيست. خداوند به داريوش اسدزاده سلامتي بدهد، پس از

مرحوم جعفر بزرگي، او از لحاظ سن و سال، پيشكسوت بازيگري در ايران است كه در اين

مجموعه نقش اديب الممالك را به خوبي ايفا مي‌كند. مهران رجبي كه هميشه در سال‌هاي اخير در

نقش‌هاي مثبت بازي مي‌كرد، در يك وجب خاك، كمي متفاوت‌تر ظاهر شده و از آن قالب در آمده

است.

ميني بيوگرافي

آناهيتا همتي متولد سال 1352 در تهران مي‌باشد

و مدرك تحصيلي‌اش ديپلم است. بينندگان

تلويزيوني سال‌هاست كه با سيماي او آشنا

هستند، وي در سال 74 با بازي در مجموعه

تلويزيوني «دبيرستان خضرا» چهره شد.

مهوش وقاري و محسن قاضي‌مرادي زن و شوهري هستند كه تاكنون در مجموعه‌هاي زيادي

ايفاي نقش كرده‌اند. وقاري در سال 1333 در تهران به دنيا آمده و فارغ‌التحصيل رشته علوم

سياسي از دانشكده علوم سياسي مي‌باشد. قاضي مرادي متولد 1320 و فارغ‌التحصيل مدرسه

عالي مديريت تهران است كه بازي در سينما را از سال 1351 با فيلم «حسن سياه» آغاز كرده

است.

رامتين خداپناهي يكي از بازيگران بااستعداد است. در سال 1350 به دنيا آمده و مدرك

تحصيلي‌اش كارشناسي ارشد بازيگري تئاتر است. «فقط به‌خاطر تو» و «براي آخرين بار» كه

ماه رمضان دو سال گذشته از او به نمايش درآمد، بينندگان بسياري را به خود جلب كرد.

يوسف تيموري بازيگر محبوب و جوان سينماي ايران را كه ديگر همه مي‌شناسيم. از او

نقش‌هاي متفاوتي را در سريال‌هاي طنز ديديم و خاطرات زيادي از او به ياد داريم.

برزو ارجمند فرزند انوشيروان و برادرزاده داريوش ارجمند در سال 1354 در مشهد به دنيا

آمد. او جزو نسل دومي‌هاي خانواده‌ ارجمند به مانند اميريل و اميرسام است. او ليسانس

بازيگري و كارگرداني از دانشگاه آزاد تهران دارد و بيشتر در مجموعه‌هاي تلويزيوني ايفاي

نقش مي‌كند.

مهتاج نجومي در سال 1328 به دنيا آمد و فوق ديپلم رشته كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون

و سينما است. از سال 1345 فعاليت‌هاي هنري خود را آغاز كرد. در سال 1348 با بازي در فيلم

«گاو» داريوش مهرجويي وارد حيطه هنر شد.

ميني بيوگرافي

ابوالفضل پورعرب، جزو اولين سوپر‌استار‌هاي

سينماي ايران پس از انقلاب است. در سال

1340 به دنيا آمد و فارغ‌التحصيل بازيگري و

كارگرداني تئاتر است.در سال 1369 با بازي در

فيلم «عروس» بهروز افخمي چهره شد و تا به

امروز هم در عرصه بازيگري فعاليت مي‌كند. كارش را با سينما آغاز كرد، اما در سال‌هاي اخير

رو به مجموعه‌هاي تلويزيوني هم آورد. ماه رمضان سال گذشته، در مجموعه زيرزمين بازي

كرد و امسال با يك وجب خاك، هر شب به تلويزيون مي‌آيد. ديگر كارهاي تلويزيوني او مسافر،

عروس و تنها‌ترين سردار است.

مهران رجبي در سال 1340 در كرج به دنيا آمد. كارشناس گرافيك از دانشگاه تهران و

كارشناسي ارشد گرافيك از دانشگاه تربيت مدرس است. سريال دوران سركشي كمال تبريزي از

كارهاي بسيار خوب وي بود...

«روشنك عجميان» با مجموعه كوچه اقاقيا رو به هنر آورد. او در آن سريال در نقش دختر

مرحوم منوچهر نوذري بازي مي كرد.وي متولد سال 1355 است و مدرك تحصيلي‌اش فوق

ليسانس تئاتر مي‌باشد.

رضا توكلي، پارسال در مجموعه زيرزمين، شريك پورعرب و فتحعلي اويسي بود كه سرشان

كلاه گذاشته بود. بايد ببينيم، امسال چه نقشي را بر‌عهده مي‌گيرد؟

رضا بابك، انوشيروان ارجمند و داريوش اسدزاده، سه تن از پيشكسوتان عرصه بازيگري

هستند. آنها در هر فيلم و مجموعه‌اي كه ايفاي نقش كنند، مطمئن باشيد كه آن اثر ديدني خواهد

بود.

 

دكورهاي داخل خانه بازسازي شده است.

از آن‌جا كه بيشتر مراحل تصويربرداري داخل حياط منزل قديمي است، از اين‌ر‌و افرادي به نوبت

در كوچه مي‌ايستند تا اگر از دور موتورسيكلت‌ها را ديدند، به آنها بگويند كه موتور را خاموش

كنند، چرا كه چندين‌بار اين اتفاق افتاد و مجموعه در اواسط ضبط بود و به‌خاطر صداي

موتورسيكلت‌ها، تصويربرداري متوقف شد.

بيروني اين خانه، آجري است با دربي بزرگ كه با رنگ‌هاي آبي، سورمه‌اي و نارنجي به

زيبايي رنگ شده است، همچنين نماي داخل اين ساختمان قديمي به همين نحو بازسازي شده

است.

گويا حياط مجموعه «يك وجب خاك» هم مثل حياط مجموعه «چهار خونه» است و تعدادي مرغ و

خروس در آن ديده مي‌شود.

به محض اين‌كه تصويربرداري در حياط به پايان مي‌رسد، يكي از اعضاي گروه، گلدان‌هاي دور

حوض را آب مي‌دهد تا تازگي‌شان حفظ شود.

پيش از پخش اين مجموعه اهالي محل نمي‌دانستند كه چه مجموعه‌اي در حال ضبط است، اما

پس از پخش از تلويزيون در اولين پنجشنبه ماه رمضان، افراد زيادي از محل به در خانه آبي

رنگ كوچه باريك جنوب شهر هجوم آوردند.

يوسف تيموري مثل هميشه مي‌خندد، او بازيگري پرانرژي است، زماني كه سر صبحت را با او

باز مي‌كني، روحيه مي‌گيري.

برزو ارجمند كه پارسال در مجموعه صاحبدلان بازي مي‌كرد، مي‌گفت: ديگر با مطبوعات گفتگو

نمي‌كنم آنها فقط ما را به حاشيه مي‌برند.

رضا بابك، هنوز همان رضا بابك هميشگي است، دوست‌داشتني و مهربان... پيش از اين‌كه سر

تكان دهي، «سلام» را زودتر به تو مي‌گويد.

روزي كه به لوكيشن رفتيم، نبود، حيف شد كه نتوانستيم عكس او را براي روي جلد داشته

باشيم. پورعرب هم ‌زماني آمد كه يوسف تيموري، آناهيتا همتي و ديگر بازيگران خانم‌ رفته

بودند. اصولا در اين گونه كارهاي هنري عكس گرفتن به صورت دسته‌جمعي مشكل است، چرا

كه همه بازيگران با هم بازي ندارند، از اين‌رو شما بايد از هر فرصت به دست آمده‌ نهايت بهره

را ببريد وگرنه...

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: مصاحبه |

دانلود سریال دیدنی ،،، میوه ممنوعه ،،،

 

سریال جدید و بسیار زیبای میوه ممنوعه. این سریال در ماه مبارک

رمضان هر شب پخش میشه ما هم سعی میکنیم همزمان بزاریم


 

بازیگران: علی نصیریان (حاج یونس فتوحی)، گوهر خیراندیش

(قدسی)،هانیه توسلی (هستی)، امیر جعفری (جلال)، هرمز هدایت

(بهرام)، عطا تفتی (فرزاد)، نیما رئیسی (مصطفی)، طناز طباطبایی

(غزاله)، کاظم بلوچی (سرگرد)، شبنم فرشادجو (سمانه)، صدیقه

کیانفر(عزیز خانم)، محمدرضا رهبر (سینا)، کیانوش گرامی (شهرام)،

عبادا... کریمی (سر کارگر) و جواد انصافی (منشی حاج یونس)


 
 

سرپرست خانواده شایگان و جلال ـ فرزند ارشد خانواده فتوحی ـ درگیر

کشمکش و مناظره مالی شدیدی با یکدیگر می‌شوند. در این بین، هستی

- یگانه فرزند خانواده شایگان- به دادخواهی سراغ سرپرست متدین

خانواده اردلان «حاج یونس» می‌رود، غافل از اینکه.......

 
قسمت 1    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 2    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 3    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 4    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 5    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 6    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 7    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 8    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 9    س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 10  سرور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4    س;رور
 
5    س;رور 6    س;رور 7
 
قسمت 11  س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 12  س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 13  س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 14  س;رور 1    س;رور 2    س;رور 3    س;رور 4   
 
 
قسمت 15  س;رور 1    سرور 2    سرور 3    سرور 4    سرور 5   
 
 
قسمت 16  سرور 1    سرور 2    سرور 3    سرور 4    سرور 5   
 
 
قسمت 17  سرور 1    سرور 2    سرور 3    سرور 4    سرور 5   
 
نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: دانلود |

مصاحبه با گلشیفته فرهانی ...

 

مصاحبه با گلشيفته فراهاني خانم گل!!

 

* تو اين دنيا به حرف كي گوش مي‌كني؟

 

 فراهاني: حرف طبيعت

 

* با گل‌ها رابطه‌ات خوبه؟

 

فراهاني: هميشه قربون صدقه گل‌ها مي‌روم.

 

* تو قبلا رودخونه نبودي؟

 

 فراهاني: رودخونه بزرگ‌ترين معلم زندگي منه.

   

 * چرا اين قدر خوب بازي مي‌كني؟

  

  فراهاني: خيلي باور مي‌كنم.

 

    * كي باور مي‌كني؟

   

 فراهاني: اوجش زماني‌ست كه در حال بازي هستم. يعني بوق

دوربين را مي‌شنوم.

 

* الان يه سناريو به تو پيشنهاد كرده‌اند و شب مي‌بري خونه و

مي‌خوني. تا شروع فيلمبرداري چه بر سرتو و سناريو مياد؟

 

   فراهاني: يك‌بار بيشتر نمي‌خونم ولي اگه خيلي خوشم بياد باهاش

زندگي مي‌كنم.

 

    * ملاك انتخابت چيه؟

 

    فراهاني: حرفيست كه فيلمنامه مي‌زنه.

  

  * عوامل سازنده رو به فيلمنامه سنجاق مي‌كني؟

 

    فراهاني: بله به ويژه فيلمبردار خيلي برام مهمه.

   

 * حالا فيلم را قبول كردي، باهاش چه كار مي‌كني؟ از اول تعريف

كن.

  

  فراهاني: بستگي داره. اگر فيلمنامه‌اي باشد كه تمام جزييات آن را

پذيرفته باشم، مثل يك گلادياتور براي شهيد شدن به ميدان جنگ مي‌رم.

ولي اگر نپذيرفته باشم، همانند آدمي هستم كه پشت صحنه جنگ يك ذره

لباس‌هاش رو سوهان مي‌زنه، سوال مي‌كنه كمربندش سفته يا نه،

بعد كه شرايط آماده شد به ميدان جنگ مي‌رم.

 

    * چند سالته؟

 

    فراهاني: 24 سال.

 

   * اينها را از كجا ياد گرفتي؟ پدر و مادرت كه آرتيست‌هاي درجه يكي

هستند به تو كمك كردند؟

 

    فراهاني: به هرحال زندگي در آن خانواده من را ساخته.

 

    * اگر يك سناريو را دوست نداشته باشي و قرار باشد كار كني چه

بلايي سرت مياد؟

  

  فراهاني: خيلي بهم بد مي‌گذره. مثل يك مادري كه مي‌دونه بچه ناقص

داره ولي به هر حال اونرا به دنيا مي‌آره و پاشم مي‌ايسته، من هم پاي

بچه ناقصم مي‌ايستم. بهزيستي نمي‌ذارمش ولي خوب خيلي خوش

مي‌گذره.

 

   * گريه‌ام انداختي... قبل از اين‌كه كليد بزنن تمرين مي‌كني؟

  

  فراهاني: معمولا، من هميشه دوست دارم پارتينرم را جلوم ببينم،

ولي تمامي اوقات كه پارتينرمرا دوست ندارم به ديوار نگاه مي‌كنم.

چون حسي كه به من مي‌ده اشتباهه و من ترجيح مي‌دم در تخيل خودم

آدمي را كه حس درس مي‌ده به جاي او بذارم، ولي من بيشتر اوقات

شانس اين را دارم كه بهترين پارتينرهاي دنيا را داشته باشم.

 

    * اين رابطه بعد از كار تمام ميشه؟

 

    فراهاني: اكثرا بله. ولي زمان درخت گلابي خيلي اذيت شدم.

  

  * چه خوب شد اين رو گفتي. الان كه از درخت گلابي دور شدي، چه

حسي داري وقتي بهش نگاه مي‌كني؟

   

 فراهاني: خيلي فكر مي‌كنم. از آن اتفاقاتي است كه يك‌بار در زندگي

هر آدم پيش مي‌آد كه بتونه اينقدر راحت خودش رو بازي كنه.

 

    * چند سالت بود؟

 

    فراهاني: 14 سال.

 

    * خوب معمولا وقتي كار مي‌كني، زندگي‌ات چه جوريه؟

 

    فراهاني: تعطيله. بستگي به حال و هواي كار داره يعني من وقتي

كار غمگين بازي مي‌كنم خيلي زندگي‌ام غمگينه و وقتي كار شاد بازي

مي‌كنم خيلي شادم.

  

  * وقتي نقشي را بازي مي‌كني، موسيقي‌هايي كه گوش مي‌كني و

كتاب‌هايي كه مي‌خوني و معاشرتي كه در كل جهان داري متناسب با آن

نقش است؟

 

   فراهاني: معمولا وقتي كار مي‌كنم كتاب نمي‌خونم چون كتاب من رو

با خودش مي‌بره و سوار ميشه به كاري كه مي‌كنم و در روابط بين

آدم‌هاي آن كار هم خيلي درگير مي‌شم. وقتي در سنتوري كم‌كم عاشق

علي مي‌شم توي كار واقعا عاشق او هستم.

 

    * شب‌ها با روياي كاري كه مي‌كني مي‌خوابي؟

   

 فراهاني: وقتي كار مي‌كنم زني هستم كه حتي خوابش هم مال خودش

نيست و تمام شب حرف كار فردا را مي‌زنم.

 

    * شعر زياد مي‌خوني؟

 

    فراهاني: نه ولي همه چيز را شعر مي‌بينم. زندگي‌ام شعره.

  

  * خودت رو هم شعر كردي... گلشيفته خانم جوان‌هاي زيادي هستند

كه تو را مي‌خوانند و حالا مي‌خواهند بازيگر بشوند تو چه كمكي

مي‌توني به اون‌ها بكني؟

 

   فراهاني: بزرگ‌ترين كمكم اينه كه بگم اين حرفه را درست بشناسن.

 

    * چه جوري؟

  

  فراهاني: ميشه خواند و تئاتر كار كرد چون تئاتر يك كلاس براي

بازيگر شدنه.

 

   * من يك جوان شهرستاني غريب هستم، چه كنم كه يك گروهي به

من اجازه بدهند باهاشون كار كنم؟

  

  فراهاني: يك سري آدم بشينن، با هم كار كنن، بنويسن، برن توي

خيابون اجرا كنند، كسي كه عاشق بازيگري باشه اين كار را مي‌كنه.

 

    * تو تئاتر كار مي‌كني؟

  

  فراهاني: در بچگي در جشنواره عروسكي كار كردم و بعد هم يك

تئاتر در دوازده سالگي با پدرم براي بيماران هموفيلي و همين طور

مريم و مرد آويج را با پدرم كار كردم.

 

    * دانشگاه رفتي؟

 

   فراهاني: بله، ولي ول كردم.

 

    * چه رشته‌اي؟

 

   فراهاني: موسيقي، حالا چطور شد؛ من داشتم مي‌رفتم اتريش كه

سوليست بشم. هفته آخر بابليت و خونه اجاره شده در وين، گفتم من

نمي‌خوام برم. احساس كردم اين چيزي نيست كه من از زندگي‌ام

مي‌خوام.

 

    * زماني كه موسيقي مي‌خوندي، مي‌خواستي نوازنده درجه يكي

بشي؟

 

   فراهاني: بله، ولي كاملا اشتباه بود، چون من زماني كه هنرستان

مي‌رفتم ملودي‌هاي باخ و موتزارت رو مي‌زدم ولي متاليكا گوش

مي‌كردم.

   

 * ديروز با آريا عظيمي‌نژاد صحبت مي‌كرديم و گفتم ما بين شجريان

و محمد اصفهاني و شوپن و چايكوفسكي و حتي گاهي بين جواد يساري

و لئونارد كوهن مونديم. اين خصوصيات موسيقيايي ماست. در فيلم

«ميم مثل مادر» ويولن را خيلي درست و خوب مي‌زدي. قبلا ساز زهي

زده بودي؟

 

   فراهاني: من از 4 سالگي پيانو مي‌زدم و معلم‌هاي مختلفي داشتم كه

مهم‌ترينش سروش  دهبستي بود. روي من يك سرمايه‌گذاري فرهنگي

شده بود كه يك پيانيست بزرگ بشم و از 12 سالگي در هنرستان

موسيقي تحصيل مي‌كردم. هنرستان خيلي سطح بالايي بود و ما از هر

نظر پخته و عالي بوديم. در همان جا با سازهاي مختلف آشنا شدم و در

فيلم هم مدام به آقاي ملاقلي‌پور مي‌گفتم كه شما هم اگر نخواين كه دقيق

ويولن بزنم من مي‌خوام. چون دوستان من اين فيلم را مي‌بينند و

مي‌گويند خاك بر سرت تو كه هنرستاني بودي چرا اينجوري زدي.

 

    * رغبت آهنگسازي هم داري؟

  

  فراهاني: بله، بيشتر در تنظيم استعداد دارم، در ملودي كمتر. يك

آهنگ دارم كه شعرش مال برادرمه ولي بقيه كارها را خودم انجام

داده‌ام. اينجوريه: ره رو شهر تاريك گربه كجايي نزديك راه باريك سوي

رهايي   اينها دو تا گربه هستند كه با هم سوال و جواب

مي‌كنند ساكسيفون هم داره... قرص ماه توي چشات خوابيده

آروم دوست دارم يك لحظه باز بشيني پهلوم.

 

 * من خيلي وقت پيش به اين نتيجه رسيدم كه ما به دنيا اومديم تا

فرشته بشيم. و فرشته شدن هم مثل تمام كارهاي ديگه احتياج به مشق

كردن داره تو نمي‌خواي فرشته بشي؟

 

    فراهاني: به نظر من فرشته‌ها بدبختن چون نمي‌تونن كار بد بكنن.

ولي به نظر من اين‌كه آدمبتونه كار بد بكنه و نكنه، يك گل مي‌شه كه

تنها رسالتش تو اين دنيا اينه كه زيبا باشه.

 

    * به مرگ زياد فكر مي‌كني؟

 

   فراهاني: به طور غيرمعمول از كودكي و بعد از آن هم مرگ

ملاقلي‌پور من را تكان داد.

  

  * مرگ باعث مي‌شه كه ما عميق بشيم. خيلي آموزنده است و

چيزهاي خوبي به ما ياد مي‌ده. گفتي ملاقلي‌پور را دوست داشتي، چرا؟

  

  فراهاني: يك وجه مشترك بين ما بود كه در عين حال كه دور و

برمان شلوغ بود، خيلي تنها بوديم.

 

* ملاقلي‌پور آدم غمگيني بود، دائم مي‌خنديد ولي پشت تمام اينها يك

اندوه وجود داشت. چه چيزهايي به تو ياد داد؟

  

  فراهاني: بزرگ‌ترين خصوصيت او اين بود كه با درد انسان‌هاي

ديگر درد مي‌كشيد و يك‌بار در رستوراني در كيش به پسر نابينايي

برخورده بود كه آواز مي‌خواند و براي ملاقلي‌پور نامه نوشته بود كه

من هميشه دوست دارم در فيلمي آواز بخوانم. بعد در «ميم مثل مادر»

آمد و خواند يا دختري را در خيابان با ويلچر ديده بود گفت اين بركت

فيلم ماست كه نقش دختر جمشيد هاشم‌پور را بازي كرد. آن دختر

هيچ‌وقت حرف نمي‌‌زد و بعد از آن فيلم شروع به حرف زدن كرد.

 

    *او هم متقابلا از بازيگر تاثير مي‌‌گرفت؟

 

    فراهاني: اوايل نه، كمي با نظرات من جنگ داشت ولي بعد كه من

دستم را زدم توي شيشه...

 

    * مگه توي ميزان سن نبود؟

 

    فراهاني: نه قرار بود با كپسول بزنم.

    

* چرا با كپسول نزدي؟ اصلا مگر فيلمبردار پيچ تيلت و پن را نبسته

بود؟

  

  فراهاني: دست خودم نبود به فيلمبردار هم ندا داده بودم كه يك اتفاقي

مي‌‌افتد ولي نمي‌‌دونستم چي.

 

   * در حوزه كار بازيگري دو راه وجود دارد كه به نقشت برسي؛ يا

تكنيكال يا غريزي. تو خيليعزيزي هستي و به نظرم اگر قرار باشد اتللو

را بازي كني بايد هر شب يك دزدمونا را خفه كني!

  

  فراهاني: خفه نمي‌‌كنم ولي به اندازه اتللو پير مي‌‌شوم. موهاي من در

«ميم مثل مادر» سفيد

 

 شد و من صداي سفيد شدن موهايم را شنيدم.

    من توي سياهي بودم و فقط صداي ملاقلي‌پور بود كه مي‌‌گفت:

گلي‌جان دخترم! دردهات رو بده به من! دردهات و بده به من! من انگار

ته چاه بودم و دائم چنگ مي‌‌انداختم به صداي او تا از چاهي كه در آن

سقوط كرده بودم بيرون بيام.

  

  * گلشيفته همين الان دلت مي‌‌خواد تو اين چكه‌ي آخر مصاحبه چه

چيزهايي بگي؟ يا يه جورديگه بگم الان در اين صفحه يك جايي داري

براي محاكات.

    من خيلي ناراحتم كه طبيعت ايران اين طور شده. نمي‌‌دونم چرا نبايد

در مدرسه‌ها درس محيط زيست داشته باشيم كه بچه‌ها بدونن آيا

پلاستيك در طبيعت مي‌‌مونه؟ چطور بچه‌ها مي‌‌تونن توي كوير يا سرآب

گنجشك‌ها را بكشند. گنجشك آبي، زرد و...چرا خاك را پاس نمي‌‌داريم ما

كه هميشه مقدس‌ترين جاها برامون كنار آب بوده، زمين بوده،

زمين مادر بوده و الان هيچي نيست. من مي‌‌گم هنر بيست سال عقب

بمونه مهم نيست، ولي ببر مازندران را كي دوباره درستمي‌‌كنه؟ اگر

نسل گوزن زرد كه مخصوص ايرانه از بين بره كي دوباره آن را به

وجود مي‌‌آره؟

 

 درخت‌هاي پانصد ساله شمال را كه قطع مي‌‌كنند چه‌جوري جبران

مي‌‌شه. من بايد كاري كنم كه چيزهايي را كه داره از بين مي‌‌ره و من

عاشقشون هستم، حفظ كنم.

    * به خانواده‌ات به خصوص به بهزاد سلام ما را برسان.

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: مصاحبه |

عکس های زیبا از بازیگر سریال ،،، اغما، ،،، ( حامد کمیلی )

اینم عکس های زیبا از حامد کمیلی ( الیاس )




Click to view full size image

Click to view full size image

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: :+: گالری عکس بازیگران :+: |

عکس های رجدید از شادمهر عقیلی

اینم عکسهای جدید شادمهر عقیلی

 

The image

The image

The image

The image

The image

The image

The image

The image

The image

The image

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: عکس |

8 Wallpaper Az 8 Bazigare Zane Hendi - 8 عکس بزرگ از 8 زن بازیگر بالیوود

The image

The image

The image

The image

The image

The image

The image

The image

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: :+: گالری عکس بازیگران :+: |

چه خبر از سینما ؟ (2)

اخبار سینمایی

+ استدیوی والت دیزنی اکران قسمت سوم "وقایع نارنیا" را از تابستان ۲۰۰۹ به تابستان ۲۰۱۰ به تاخیر انداخت تا بجای آن فیلم اکشن "نیروی جی" G-Force را در تابستان ۲۰۰۹ اکران کند . فیلم که تهیه کننده آن جری بروکهیمر می باشد و با کمک تکنیکهای CGI ساخته می شود در مورد تعدادی حیوان کماندوی هوشمند است که برای یک موسسه دولتی کار می کنند و ماموریت می یابند جلوی یک میلیادر خرابکار را که قصد نابودی زمین را دارد بگیرند . پوستر قسمت دوم نارنیا را که بهار ۸۷ اکران می شود از اینجا مشاهده کنید .

پوستر قسمت دوم

+ جیم برودبنت قرار است نقش پروفسور اسلاگهورن ، استاد جدید معجون شناسی را در قسمت ششم هری پاتر بازی کند . این قسمت قرار است پائیز ۲۰۰۸ اکران شد . برودبنت هم اکنون مشغول بازی در قسمت چهارم فیلم ماجرایی "ایندیانا جونز" می باشد و قرار است در فیلم تاریخی "ویکتوریای جوان" نیز در نقش شاه ویلیام ظاهر شود .

جیم برودبنت

+ توبی مگوایر و جیک گیلنهال در فیلم "برادران" Brothers به کارگردانی جیم شریدان بازی خواهند کرد . فیلم که بازسازی یک درام جنگی دانمارکی است در مورد مردی نظامی به اسم مایکل است که یک زندگی منظم و خوب با همسر و دو فرزندش دارد اما زمانیکه به جنگ افغانستان فرستاده می شود برادرش مراقبت از خانواده او را بر عهده می گیرد و رابطه ای نزدیک با همسر و فرزندان او برقرار می کند و مایکل در بازگشت با این موضوع روبرو می شود .

توبی مگوایرجیک گیلنهال

+ جنیفر گارنر قرار است بهمراه متیو مکناهی در فیلم کمدی "ارواح دوست دختران سابق" Ghosts of Girlfriends Past بازی کند . داستان فیلم در مورد مردی جذاب است که موقع عروسی برادر کوچکترش روح دوست دختران گذشته ، حال و آینده بسراغ او می آیند . مکناهی همچین جایگزین اون ویلسون برای بازی در فیلم کمدی "طوفان استوایی" Tropic Thunder به کارگردان بن استیلر شده است . هر دو فیلم سال ۲۰۰۸ اکران خواهند شد .

متیو مکناهی

+ آنا سوفیا راب ، بازیگر نوجوان فیلمهایی چون چارلی و کارخانه شکلات سازی و پلی بسوی ترابیتیا ، قرار است بهمراه دواین راک جانسون در بازسازی فیلم ماجرایی فانتزی "کوهستان جادوگر" Witch Mountain به کارگردانی اندی فیکمن بازی کند . از دیگر پروژه های راب بازی در فیلم درام "چرخ و فلک" Ferris Wheel بهمراه چارلیز ترون می باشد . داستان این یکی در مورد دختر نوجوانی است که پس از اینکه مادرش او را رها می کند با عمویش زندگی می کند .

آنا سوفیا راب

+ مارتین کمپل ، کارگردان کازینو رویال ، قرار است فیلم درام تبهکاری 36 را برای استدیوی پارامونت بسازد . فیلم که بازسازی یک فیلم فرانسوی محصول ۲۰۰۴ است در مورد دو کارگاه می باشد که در مورد معمای یکسری سرقت مسلحانه خودرو تحقیق می کنند . رابرت دنیرو تهیه کننده و یکی از بازیگران فیلم خواهد بود . از دیگر پروژه های کمپل ساخت فیلم اکشن هیجانی "غیر قابل توقف" Unstoppable برای استدیوی فاکس قرن بیستم است که داستانش درباره یک مهندس است که می کشود یک قطار از کنترل خارج شده را که یک محموله سمی حمل می کند قبل از رسیدن به شهر متوقف سازد .

مارتین کمپل

+ براد پیت و مارک والبرگ در فیلم درام "مبارز" Fighter به کارگردانی دارن آرنوفسکی بازی خواهند کرد . فیلم که بر اساس زندگی یک بوکسور ایرلندی الاصل به اسم میکی وارد ساخته می شود که بکمک برادرش موفق می شود عنوان قهرمان سبک وزن مسابقات جهانی را بدست آورد .

براد پیت

+ استدیوی سونی قصد دارد فیلم ترسناک "شب ترس" Fright Night محصول ۱۹۸۵ را بازسازی کند . داستان فیلم درباره پسر نوجوانی است که متوجه می شود مردی که در همسایگی آنها زندگی می کند یک خون آشام است اما هیچکس سخنان او را باور نمی کند .

شب ترس

+ دیوید گویر ، نویسنده بتمن و کارگردان بلید ۳ ، قصد دارد فیلمی خون آشامی با عنوان "بالتیمور" Baltimore را بر اساس یک ناول گرافیکی ساخته مایک میگنولا بسازد . داستان در مورد فردی با نام لرد هنری بالتیمور است که توسط یک خفاش خون آشام شیطانی در زمان جنگ جهانی اول مجروح می شود و پس از اینکه تمام اعضای خانواده اش در اثر این آفت از بین می روند تصمیم می گیرد با چند نفر دیگر منشا این نیوری شیطانی را نابود سازد. پیش از این فیلم پسر جهنی (هل بوی) از روی آثار میگنولا ساخته شده است .

بالتیمور

+ رایان رینولدز و کریستین استوارت در فیلمی کمدی با عنوان "سرزمین ماجراجویی" Adventureland به کارگردانی گرگ موتولا ، کارگردان فیلم کمدی موفق ابربد ، بازی می کنند . فیلم که در سال ۲۰۰۹ اکران می شود درباره یک فارغ التحصیل کالج است که در یک پارک تفریحی با حداقل دستمزد مشغول به کاری سطح پایین می شود تا بتواند آمادگی کار در سطوح بالاتر را بدست آورد .

رایان رینولدز

+ استیو زالیان ، نویسنده فیلمنامه فیلمهایی چون دار و دسته نیویورکی و گانگستر آمریکایی ، توسط استدیوی کلمبیا مامور شده تا فیلمنامه ای بر اساس کتاب "یکهزار خورشید باشکوه" A Thousand Splendid Suns نوشته خالد حسینی بنویسید . داستان کتاب درباره دو زن مسلمان افغانی است که در زمان جنگ افغانستان هر دو با یک مرد ازدواج می کنند .

استیو زالیان

+ کیت باسورث و آلفرد مولینا در فیلمی هیجانی ماورالطبیعه با عنوان "پس از زندگی" After Life بازی خواهند کرد . داستان فیلم در مورد ماجرای زن جوانی است که بین مرگ و زندگی بسر می برد و می کشد مانع از این شود که او را زنده زنده دفن کنند و سرنوشت او در دستان مدیر برگزاری مراسم تدفین است . فیلم سال ۲۰۰۸ اکران خواهد شد .

کیت باسورث

 

I Now Pronounce You Chuck and Larry اکنون شما را چاک و لری می نامم

تاريخ انتشار : 20 ژولای 2007
استديو : Universal Pictures
کارگردان : Dennis Dugan
نويسنده : Lew Gallo, Barry Fanaro, Alexander Payne, Jim Taylor
بازيگران : Adam Sandler, Kevin James, Jessica Biel, Ving Rhames, Steve Buscemi, Dan Aykroyd
سايت رسمی :
I Now Pronounce You Chuck and Larry
نوع فيلم : کمدی
رده سنی : PG-13
مدت 110 دقيقه
خلاصه فیلم : لری والنتاین یک آتش نشان اهل نیویورک است که سال گذشته همسرش را از دست داده است . او بخاطر ناراحتی زیادی که بخاطر این اتفاق داشته فراموش کرده است که در مهلت قانونی که داشته بیمه عمرش را به فرزندانش منتقل کند و بنابراین نگران این است که هر لحظه جان خود را در حین کار از دست بدهد و فرزندانش بی پول بمانند . برای حل این مشکل لری به همکار و دوست صمیمی اش چاک لوین پیشنهاد می کند که آنها خود را بعنوان یک زوج همجنس باز معرفی کنند تا بتوانند از حقوق افراد متاهل بهره ببرند . از سوی دیگر مسئولین اداره که تاکنون دیده بودند این دو مردهایی معمولی هستند و ناگهان خود را همجنس باز معرفی کرده اند ، به آنها مشکوک می شوند و تصمیم می گیرند یک بارزس را مامور کشف حقیقت ماجرا کنند . چاک و لری نیز که می بینند در صورت بر ملا شدن نقشه شان دچار گرفتاری می شوند از الکس ، دوست دختر چاک ، که یک وکیل است کمک می گیرند و او به آنها پیشنهاد می دهد بلافاصله به کانادا رفته و در آنجا با هم ازدواج رسمی کنند .
دریافت تریلر

http://www.the-fun-zone.co.uk/moviespics07/i_now_pronounce_you_chuck_and_larry_poster.jpg

Hairspray اسپری مو

تاريخ انتشار : 20 ژولای 2007
استديو : New Line Cinema
کارگردان : Adam Shankman
نويسنده : Leslie Dixon
بازيگران : John Travolta, Nikki Blonsky, Elijah Kelley, Michelle Pfeiffer, Christopher Walken, Amanda Bynes, James Marsden, Queen Latifah, Brittany Snow
سايت رسمی :
Hairspray
نوع فيلم : کمدی ، درام ، موزیکال
رده سنی : PG
مدت 117 دقيقه
خلاصه فیلم : تریسی دختر نوجوانی است که آرزو دارد در شوی رقص و آواز کورنی کالینز شرکت کنند . این برنامه مخصوص معرفی چهره های جدید در زمینه رقص و آواز است و تریس بی صبرانه منتظر است تا زمان امتحان از داوطلبان فرا برسد . این در حالیست که ادنا ، مادر تریسی ، امیدی به موفقیت او ندارد زیرا تریسی دختری چاق است ولی پدر او ویلبر بشدت او را تشویق می کند . سرانجام تریسی خود را برای شرکت در امتحان معرفی می کند اما ویلما که تهیه کننده شو است بلافاصله پس از دیدن تریسی او را مردود می کند اما کورنی کالینز که از تریسی خوشش آمده اجازه می دهد تا او نیز ثبت نام کند . ترسی با موفقیت برنامه اش را اجرا کرده و مشهور می شود اما در ادامه ویلما تلاش می کند تا برنامه مخصوص سیاهپوستان را لغو کند و تریسی در اعتراض به این امر در تظاهرات تبعیض نژادی شرکت می کند اما به او اتهام حمله به یک پلیس در جریان تظاهرات را می زنند .

دریافت تریلر

http://images.broadwayworld.com/upload/18312/hairspray-poster-750.jpg

نوشته شده توسط رضا پورکریمان | لینک ثابت | موضوع: خبر سینمایی |







Powered By blogfa - Designing By STARMAX

free counters

 

@ @ لينك باكس كلوپ/ اعـجـوبـه هـاي قـرن / @ @

@@ لينك باكس كليوپ /دنياي فيلم و بازيگران/ @@